... ا من یجیب المضطر

سلام

روز آخر اردوی مشهد  بود تو اتاق نشسته بودیم ..

من بودم ،محمد بود ، حسین بود ، حامد بود ، رضا بود ، حسام بود ، و ...

می گفتیم و می خندیدیم .

محمد از برادرزادش گفت ،

محمد گفت خونمون که میاد یه ٢-٣ دوری دور خونه می زنه بعد میاد می شینه و همه خندیدن

شب می خواستیم برگردیم

من به محمد گفتم حالا که خانواده تون اومدن بمون با اونا برگرد ..

ماشین جا نداشت ...

محمد نرفت با اونا .. محمد با ما اومد

خانواده دیروز از مشهد برگشتن ..

تو ی نزدیکی شاهرود ماشینشون چپ می کنه ..

الان مادر بزرگوارشو ، داداشش که ١٢ سالش می شه و با همین برادرزاده ی شیرینش که ۶-۵ سالشه .. تو حالت اغمائن .. تو  حالت کما هستن

فقط بلد بگم دعا کنین .. هر جور که می تونین و بلدین .. هر جور .. فقط دعا کنین

الان من و حسین و حامد و رضا و حسام  و ... دیگه چشامون خیسه ، الان فقط از خدا یه چیز می خوایم ..

 

پ.ن : محمد (حریم یاس )‌ : www.harimeyas.parsiblog.ir

پ.ن : ما تو زیارت وداع امام رضا خیلی چیزا بهش گفتیم .. خود آقا می دونه

مهدی جان طوفان زده  ایم ، به دادمون برس تو رو به جدتون مولامون محمد مصطفی ( صلی الله علیه و آله ) قسم  ، به   مادرتون زهرا (سلام الله ) ، تو رو به پدرتون رضا (علیه السلام) قسم ، تو رو به عمه ی بزرگوارتون عمه زینب ( سلام الله علیها )  ...

 نجاتمون بدین آقا از این مضطری ..

 **************

پ. ن :  ساعت ۱۱ صبح ۸/۵/۸۷ :‌مادر و داداش ۱۲ ساله فوت کردن و برادر زاده تو کماست ...گریهگریه

  *************

پ.ن: پنج شنبه ۱۰/۵/۸۷ :

دیروز مادر و امیر دفن شدن ..

الان دیگه صدای مادر و برادر از خونه شنیده نمیشه

خیلی سخته .. خیلی ..

مادری که بیشتر موقع ها که با محمد تماس می گرفتم قبلش  یه جرعه تجربه ، یه نصیحت کوچیک ولی پر رمز و راز بهم می گفتن ...

خداوند قرین رحمت کنه هر دوشون ..

انشاالله امشب هر دو بزرگوار سر سفره آقا امام زمان ( ارواحنا فداه)‌ باشن .. انشاالله

به خاطر اینکه فردا اولین جمعه رحلت اون دو عزیز بزرگواره و هنوز برادرزاده  ۵ ساله عزیز تو کما بسر می برن و پدر روحانی دوست عزیزمون حریم یاس بدنشون دچار کوفتگی شده و در بستر بیماریند ..

فردا جمعه ، روزی که اموات فارغ از اعمالشون می شن و چشم انتظار دعا ها و حسنات ما هستن و روزی که خدا توجه خاصی به بنده هاش داره ..

همه با هم فردا جمعه صبح بعد از نماز صبح ، ۷۰ بار سوره ی حمد و ۵ بار آیه شریفه ی  "امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء " را تلاوت می کنیم.

 و عصر فردا به نیابت از طرف آن دو عزیز تازه به رحمت خدا رفته برای سلامتی مولایمان مهدی (عج) زیارت آل یاسین را می خوانیم ..

به امید آنکه خداوند از گناهانمان در گذرد  و به سبب دعاهایمان رحمتی بزرگ بر آن دو داشته باشد و  بر تن همه ی مریضان اسلام علی الخصوص برادرزاده و پدر گرامی لباس عافیت بپوشاند .

آمین یا رب العالمین ، یا غیاث المستغیثین ..

دوستانی که موفق به انجام این طرح در روز جمعه نشدند .. می تونن تو روزای دیگه هم انجام بدن. با تشکر

*****

پ.ن : به اطلاع همه ی دوستان و آشنایان اینترنتی می رسانیم :

مراسم شب هفتم آن دو یار سفر کرده ، مادر و برادر آقای کمالی

روز سه شنبه ۱۵/۵/۸۷ از ساعت ۱۸ الی ۱۹:۳۰ واقع در تهران - میدان خراسان - خیابان خراسان - خیابان لرزاده - مسجد لرزاده برگزار خواهد شد.

حضور شما باعث تسلی خاطر داغدیدگان خواهد شد. 

/ 36 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
707

رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ :: ای پروردگار ما... منه بر ما آنچه نیست طاقت ما را به آن

میدون مین

خدا بیامره [ناراحت]

صدرا

سلام مادرو برادر در پیش امام رضاست

…::مراسم هفتم آن بزرگواران در تهران::… روز سه شنبه ساعت ۱۸ الی ۱۷:۳۰ مسجد لرزاده - پائین تر از میدان خراسان حضور شما دوستان و عزیزان موجب تصلی خاطر خانواده داغدار کمالی خواهد بود. . شادی روحشان بعد از خواندن این مطلب یک حمد و سوره و یک صلوات التماس دعا

نيروي ويژه

با اول بود اومدم اينجا ... ولي از اين به بعد سعي ميكنم سر بزنم ... يا حق

يك بجامانده - وبلاگ شلمچه

بنام خدا باسلام ممنون كه خبرم كرديد . واقعاً متأثر شدم .[گریه] خدا آن عزيزان را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد . التماس دعا

در راه آفتاب

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم از شنیدن این خبر بسیار متاثر شدم. جز دعا که از دستمان بر نمی آمد. امروز که دوباره اومدم منتظر شنیدن خبر شفای آن عزیزان بودم که دیدم.... روحشان شاد. برای آقای کمالی و خانوده و دیگر دوستان از خدا طلب صبر می کنیم.

سیده ی کوچک

اولین باره که اومدم هم توی وبلاگ شما هم حریم یاس،خیلی ناراحت شدم،خدا صبرشون بده.