جنگ ؟

منطق جنگ ؟ مگر جنگ هم منطق داشت ؟ کاری به جنگ های دیگه توی هر گوشه ی این کره ی خاکی پر از گناه ندارم . کار من با همین جنگ خودمون .

جنگ ما منطق داشت ؟!! منطق داشت ولی منطق خاص خود ، نه منطقی که هر فیلسوفی از عهده ی فهم آن برآید . منطقی که بزرگترین و پرادعاترین فلاسفه شاگرد کلاس الفبای اون بودند ، منطق جنگ ما منطق دل بود ، منطقه ای که در حصر عرفاست و چه زیبا به بازی گرفتند این منطقه را . به کجای این منطقه که نرسیدند . تا جایی که امامشان به چله نشینان گفت ، خدا قبول کند چله هایتان را ، وصیت نامه ی این کودکان بازیگوش را بخوانید تا بدانید و بفهمید چگونه ره صد ساله را یک شبه طی کردند .

آه ، دل عالم از این همه بودن و از این همه هستی به شوق می آید ، کاش بودم و تحقق این وعده ی خدا را که " انی جاعل فی الارض خلیفه " را به چشم می دیدم . جبهه نه آوردگاه بین دو ارتش ، بین دو لشکر و یا بین دو کشور بلکه رزمگاه و آوردگاه بین خدا بودن و نبودن بود . سفید و سیاه ، خاکستری نداشت ، اگر سفید بودی همیشه پیروزی مال تو بود ،" چه بکشیم و چه کشته شویم اگر اخلاص داشته باشیم و برای خدا کار کنیم پیروزیم"، با چه لحن زیبا و مطمئنی این کلمات را ادا می کرد همت .

چقدر خدا به اینان مباهات کرد ، حتما خدا به فرشتگان پوزخندی زد و گفت : این است آنچه من می دانم و شما نمی دانید .

شاید همینان آبروی کل انسانیت را خریدند .

ولی خدایا ، باز هم سر ما بی کلاه ماند ، شاید هم سری نداریم که هر جا بازار کلاه گرم است ما بی نصیب می مانیم .

آهای زمین ، تو دلتنگ نیستی ؟ چگونه فراق این همه خلیفه را تحمل می کنی ؟ چگونه یادگارانشان را در دل نگه داشته ای ؟ من هم مثل تو دلتنگم ، دل تنگ آن همه بودن ، دل تنگ آن همه حضور، کاش بودند ...

نه ... مگر با جاماندگانشان چه کردیم که حال آرزوی بودنشان را داریم؟

دلم بیشتر گرفت ، نه از فقدان یاران سفر کرده ای که نزد محبوب روزی می خورند که از یاران جامانده ای که داغ سفرکرده ها مجال و آرامش ماندن را ازشان می گیرد ، از هم آغوشان شهدائی که حال از دوری گرمای سینه شان ، هرم نفسشان ، می سوزند و دم بر نمی آرند که دمی نیست که برآرند، نفسی برایشان نمانده ، رمقی ندارند ، همین که خودشان را نگه دارند تا به دام روزمرگی نیفتند کافی است .

اصحاب کهف؟ نه ، آنان که هنری نکردند . آنان غاری داشتند تا وقتی سکه شان از بها افتاد به درون آن بخزند و بخوابند ، ولی اینان چه ؟ اینان اصحاب کهف بی غارند ، اینان محکوم به ماندنند . اینان محکوم به دیدنند ٬ دیدن به ابتذال کشیده شدن سکه ها . اینان محکوم به شنیدنند ، شنیدن تهمت ها و آوازهای دیوانه کننده ی مستان پول و قدرت . اینان محکوم به دیدن کوتاه شدن پاچه هائی هستند که روزی برای ذره ذره ی آن دسته دسته انسان( نه آدم ) جان می دادند .

اینان محکوم به دیدن از رونق افتادن ارزش هایند ، اینان ماندند تا ببینند دورانی را که دیگر هیچ کس برای ارزش هائی که روزی جمجمه برایشان خورد می شد تره هم خورد نمی کند .

آه ، درد غربت این جاماندگان قافله عشق جانکاه تر از درد دوری و نبود شهداست.

و چه سخت است برای این اصحاب کهف بی غار که در میان این طوفان غفلت خود را بیدار نگه دارند .

و چه سخت است برای این بیداران که بخواهند خفتگان را بیدار کنند و کاری زینبی کنند تا حرکت حسینی هم رزمانشان به تاریخ نپیوندد  .

ای کاش یادمان نرود ... ای کاش قبل از مردن بیدار شویم ، ای کاش قبل از اینکه بکشند ما را ، خود کشته شویم ۱.

اللهم الجعل مماتی شهاده فی سبیلک

یادگار : وقتی رسیدم دستشویی، دیدم آفتابه ها خالی اند. باید تا هور می رفتم .زورم آمد. یک بسیجی آن اطراف بود. گفتم « دستت درد نکنه . این آفتابه رو آب می کنی؟ » رفت و آمد . آبش کثیف بود. گفتم « برادر جان! اگه از صدمتر بالاتر آب می کردی ، تمیز تر بود.» دوباره آفتابه را برداشت و رفت. بعد ها شناختمش . طفلکی زین الدین بود. 

پ.ن: دل ..

۱ ـ شهید آوینی

 

 

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mk

((بدون نام پنجشنبه 9/1/1386 - 0:11 اقای برادر خدا همين نزديکيهاست تو به دنبال امام زمان در اسمان ميگردی دوباره برگرد خوب نگاه کن ببين خدا کجاست اگر پيداش کردی اونوقت ميبينی راهی که ميرفتی بيراهست همون عينکی ياعلی)) شما اول خودتون رو پیدا کنید . فکر میکنید خیلی کارتون درسته ؟! خودتون رو پشت نقاب و اسمای دنایی که بهتون دادن یا گرفتین قایم کردین. خدا ... بماند .

ياس سپيد

به نام خدا ..... آه از بغض های خفه شده و اشک های پنهانی .... آه از من و از تو .. از زمان .. از دنيا ... من دلم خدا می خواهد ..................... يا علي

gomshode

دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است ----حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد-- بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق عــاشــقان مبهوت خالش می شوند مست و شـیدای "وصالش" می شـوند حـــرف دل با گوش دل بشنیده است او كـه حـــــق را در درونش دیده است! aval salamty agha badan zohuresho az khoda mikham va mikham ke khodesh beiyado be web loget sar bezane chun midunam miyad soraghe asheghash ya hagh khaili web loget ghashange man khaili azash matlab bardashtam halal kon

التماس سلام بر ياران منتظر کوچک بايد به اطلاع شما ياران امام زمانی برسانم منتظر کوچک تصادف کرده ودر بيمارستان {آی -سی - يو}بستری است از همه شما التماس دعای عاجزانه دارم

MOHSEN ALIAKBARI

برهاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب میان در و دیوار ندارد

ميثم

با يادت سرمستم ای نگاه آسماني يادم کن تا هستم ای اميد زندگانی سلام به همه آسمانيها . به اميد ديدار روی گل مهدی.

aval salamty agha badan zohuresho az khoda mikham va mikham ke khodesh beiyado be web loget sar bezane chun midunam miyad soraghe asheghash ya hagh khaili web loget ghashange man khaili azash matlab bardashtam halal kon حتما نمی شناسدت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فريب ما مخور اقا دروغ ميگوييم /به جان حضرت زهرا دروغ ميگوييم// چه ناله اي چه فراقي چه درد هجراني/ نيا نيا گل طاها دروغ ميگوييم// تمام چشم براهي و انتظار و فراق و ندبه هاي فرج را دروغ ميگوييم// دلي كه مامن دنياست جاي مولا نيست/ اسير شهوت دنيا دروغ ميگوييم// زبان سخن ز تو گويد ولي براي مقام/ به پيش چشم خدا هم دروغ ميگوييم// كدام ناله غربت كدام درد فراق/ قسم به ام ابيها دروغ ميگوييم// خلاصه اي گل نرگس كسي به فكر تو نيست/ و ما به وسعت دريا دروغ ميگوييم